برچسب: قسمت,
نویسنده: شیوا ابراهیمی
برچسب: قسمت,
نویسنده: شیوا ابراهیمی
یه روز از خواب که بیدار شدم اینترنت را که روشن کردم دیدم تو لاین برام پیام اومد یه نفری پیام داده بود که سلام عشقم خوبی ، چه خبر ــ دیشب خوابتو دیدم خواب بدی بود حالت خوبه سلامتی مواظب خودت باش اولش نمیدونستم کیه چون تو لاین اگه بخوای پیام بدی شماره نمیفته منم پیام دادم سلام شما ،،خودتون را معرفی نمیکنید ،،چند دقیقه بعد پیام داد من شیدا هستم واقعا تعجب کردم گفتم برو گمشو احق پیام نده دیگه
برچسب: قسمت,
نویسنده: شیوا ابراهیمی
اینم یه نامه که دوسال ازعاشق شدنم میگذشت نوشتم که به لاله بدم اما نشد...
نامه یه عاشق به معشوق
به نام خدای مهربانی ها
نمی دانم ازکجا شروع کنم...
اگر عشق به تو نبود آرامش من هم نبود /بیا وبرایم از لحظه لحظه شیرینی های عشق بگو
آخرین نگاهت هنوز پیش چشمانم هست . ای کاش بیشتر نگاهت کرده بودم ،هم چشمانت را هم هم ق
برچسب: قسمت,
نویسنده: شیوا ابراهیمی
همون طور که گفتم کسی که راز منو فاش کرد یکی دوتا از دوستام بودم که با عابروی من و عابروی لاله بازی کردند بعداز اینکه هر جا رسیده بودند گفتند خیلی ناراحت شدم اونی که عابوم را برد از خودم چند سال بزرگ تر هست که خودشم تو عاشقی شکست خورد و هرگز نمیبخمش دیگه هرجا میرفتم بهم میگفتن عاشق یواش یواش با خانوادم جرو بحث میکردم بهم پیله میکردند .منم اعصابم میریخت بهم عادت من شده بود فقط آهنگ گوش بدم تو خیال
برچسب: قسمت,
نویسنده: شیوا ابراهیمی